چگونه میلیونر شدند
راستی میلیارد چند تا صفر داره ؟ از یه بچه مدرسه ای بپرسی سریع یه جواب ریاضی بهت می ده اما از یه آدم بزرگ سوال کنی اخم هاش تو هم میره و دست به جیب می کنه و یه مشت اسکناس بیرون می آره و میگه میلیارد یعنی این ، از صبح تا شب جون کندن و آخر سر هیچی ، بغل دستی تو می دونی این خونه چقدر می ارزه ؟ بغل دستی با بی میلی می گه نه ولی چند روز پیش یکی از دوستام رفته بود خونشون اسباب کشی ظاهراً 60 میلیون رهن دادند به اضافه 400 ویا 500 هزار تومان اجاره دادند ورفتند دو سال خارج برای ماموریت اداری از طرف شرکت ..ایکس. . تازه خونه زیاد هم بزرگ نیست فقط 3خوابه است پس با این حساب اینجا هر شهروند خونه داری میلیاردر حساب می شه .بغل دستی حساب کن ببین ما کی خونه دار می شیم ؟ بغلی میگه : هیچی 250 سال بعد تازه اگه به همین قیمت قبلی باشد و تا آن موقع قیمتها ثابت بماند . پس بغلی قبر متری چنده ؟ میگه یه قبر متوسط یه میلیون . می گم بغلی من نه می تونم زندگی کنم نه می تونم بمیرم میشه بگی تکلیف چیه با پوزخندی دستشو رو پهلو هام میزنه و میگه می دونی کلیه کیلو چنده ؟.دوهزاریم می افته .اما مگه باید برای امرار معاش حتماً کلیه فروخت جواب میده نه پس می خوای تو این کلان شهر نمک ببری بالا شهر بفروشی و پول در بیاری ؟.... بهش می گم من چند سال پیش یه خونه پیش فروش خریده بودم شرکت معتبری بود حاج آقا بودند و کیلشان استاد دانشگاه و چند تا از این انبوه سازیها ساختند و دست مردم دادند و دعای مردم بدرقه راهشان بود اما اون سالی که به پیشنهاد یه فامیل از خودم بدبختتر ما هم خریدیم گیر افتادیم طرف در رفت پول دو دستی تقدیم گرگ کردیم نه تنها من بلکه 2500 نفر مثل من . یه زنی بنده خدا قسم می خورد کلیشو فروخته پول پیش فروش را جور کرده و می گفت زخمم هنوز خوب نشده حالا پنج سال می گذره ...خبری نیست که نیست بغلی میگه خوب این که ناراحتی نداره تو تهران ا ز این کارها خیلی اتفاق می افته عوضش به یه هم نوع کمک کردین تا یه خورده وضعش بهتر بشه و بتونه تو فرنگ حال کنه ، اقلاً اون و همراهاش به یه نوایی رسیدند. با خودم هوم هوم می کنم . اون کسی که کتاب چگونه پولدار شدم را نوشته فکر کنم اینجایی بوده باور نمی کنی ، یه چهار چرخی پیدا کن و از صبح تا شب برو آجر کوچک –بزرگ فرقی نمی کنه از تو کوچه و خیابونها جمع کن سر شب ببین چقدر پول در می آری . یواش یواش بغلی داشت از کوره در می رفت گفت زیاد حرف می زنی تو گرافیک هم به زور کار می کنی ترا چه به این حرفها.با خودم گفتم اینها را ولش کن دو هزارتومانی از همشون نو و خوشگله .منو چه به صفر ها ی میلیارد بنده مثال آن درویشی هستم که هر چی در می آورد همان روز خرج می کرد و می گفت فردا خدا کریم است اما به راستی فردا خدا باز برایم کریم خواهد بود یا این بنده گان خدا خواهند گذاشت نوبت به من برسد .در کریم بودن خدا شکی نیست اما بنده خدا را نمی دونم .
