شغل جدیدی به اسم گنجشگ آزاد کنی
در بین هزاران شغل چه کاذب و چه غیر کاذب اکثراً می شناسیم و در هر روز به طور معمول با آن برخورد می کنیم اما چیزی که برایم بیشتر مایه تعجب بود اینه که چند روز پیش که از مترو بیرون آمدم صحنهٌ عجیبی دیدم یه مرد با یه قفس بزرگ پر از گنجشک ، داد می زد آی پرنده آزاد کنید با تعجب حلو رفتم و گنجشنکهای بخت برگشته را دیدم که از سر و کول هم به اینور و آنور می پریدند ، تو تهران پرنده نگه داشتن یه چیز طبیعی هست اما گنجشک را دیگه ندیده بودم با تعجب از آن مرد پرسیدم آفا ببخشید جریان این قفس و گنجشکها چیه ، با کما ل پررویی گفت،خریداری اگه نه برو باد بیاد ، ظاهر عجق وجقی داشت من یکی که از قیافه اش وحشت داشتم چه برسه به بیچاره گنجشکها با اصرار گفت هیچی امشب شب پنج شنبه است شبه خیراته پول بده تا پرنده آزاد کنی ، یه مرتبه یاد فروش کتاب قران افتادم آخه اکثر فروشندگان دوره گرد قران را به اسم هدیه می فروشند، یا یه سری از این برو بچه های کولی که تو خیابان راه می افتند و یه بسته آدامس تو دستشون با این یه بسته آدامس تا شب کلی پول بهم می زنند تازه بسته آدامس را هم سالم بر می گردانند حتماٌ این آقا هم به عنوان هدیه برای کنجشکها پول می گرفت تازه این همه گنجشک را چه جوری گرفته بود نمی دونم به هر حال از فردا تو راهنمای مشاغل روز نامه همشهری چیزی به نام گنحشگ آزاد کنی دیدید تعجب نکنید ، مسئولین راهنمای مشاغل جراید لطفاً این یکی را هم به فهرست مشاغل اضافه کنید .